خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عناصر طبیعت و تصاویر شاعرانه برای بیان مفاهیم عمیق عاشقانه، اجتماعی و فلسفی استفاده میکند. شاعر از خال و خط، ابرو و دهان معشوق، چراغ و جسم زار، غم و شادی، و رنگهای طبیعت برای انتقال احساسات و اندیشههای خود بهره میبرد. همچنین، به مسائل اجتماعی مانند فتنه، نفاق، و عدالت اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
شماره ۳۳۹ - همچنان کز خطش آن خال نهان پیدا شود
همچنان کز خطش آن خال نهان پیدا شود
در میان حرف، گاهی آن دهان پیدا شود ۱
ابروش در عشوه شد از حرف ناصح سخت تر
وقت سرما بیشتر زور کمان پیدا شود ۲
میشود روشن چراغم، آن زمان کاین جسم زار
چون شرر از زیر سنگ کودکان پیدا شود ۳
میدهند اسباب شادی، غم چو میگیرد کمال
چون چمن پژمرده گردد، زعفران پیدا شود ۴
عیش زرداران، نصیب بینوایان میشود
رنگ گلها در رخ برگ خزان پیدا شود ۵
گر چه گم گردیده امروز از میان حق نمک
آخر از چشم منافق پیشگان پیدا شود ۶
گرچه میخوابد غبار فتنه ها از آب تیغ
فتنه ها در عالم، از تیغ زبان پیدا شود ۷
بسکه از دلها بدورم، کس نپردازد بمن
چون هدف استاده ام، کان شخ کمان پیدا شود ۸
تا نگردد دل تو را غربال از تیر بلا
گوهر گم گشته ات واعظ چه سان پیدا شود؟! ۹
در میان حرف، گاهی آن دهان پیدا شود ۱
ابروش در عشوه شد از حرف ناصح سخت تر
وقت سرما بیشتر زور کمان پیدا شود ۲
میشود روشن چراغم، آن زمان کاین جسم زار
چون شرر از زیر سنگ کودکان پیدا شود ۳
میدهند اسباب شادی، غم چو میگیرد کمال
چون چمن پژمرده گردد، زعفران پیدا شود ۴
عیش زرداران، نصیب بینوایان میشود
رنگ گلها در رخ برگ خزان پیدا شود ۵
گر چه گم گردیده امروز از میان حق نمک
آخر از چشم منافق پیشگان پیدا شود ۶
گرچه میخوابد غبار فتنه ها از آب تیغ
فتنه ها در عالم، از تیغ زبان پیدا شود ۷
بسکه از دلها بدورم، کس نپردازد بمن
چون هدف استاده ام، کان شخ کمان پیدا شود ۸
تا نگردد دل تو را غربال از تیر بلا
گوهر گم گشته ات واعظ چه سان پیدا شود؟! ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۸ - آنچه از آه ستمکش، بستم کیش رود
گوهر بعدی:شماره ۳۴۰ - کی دلت خوشحال با اندیشه دنیا شود؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.