هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ضعف و فرسودگی خود میگوید و بیان میکند که دیگر چیزی از او نمانده است که در نظر دیگران جلب توجه کند. او اشاره میکند که دوستش به یاد او نیست و این به دلیل عدم تمایل دوستش است. همچنین، شاعر به شرایط زمانه اشاره میکند که در آن ظاهر و زینت اهمیت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۶۶ - تن نزار من، از چاکهای جامه نماید
تن نزار من، از چاکهای جامه نماید
بدان طریق که مویی ز شق خامه نماید ۱
نمانده آن قدر از من که آورد بنظر کس
مرا بخلق مگر گاه گاه جامه نماید ۲
از آن نمیکند آن دوست یاد ما، که نخواهد
که چین جبهه بما از شکنج نامه نماید ۳
درین زمانه شرافت بود بزینت ظاهر
که گل بفرق کسان خار رنگ جامه نماید ۴
بدان طریق که مویی ز شق خامه نماید ۱
نمانده آن قدر از من که آورد بنظر کس
مرا بخلق مگر گاه گاه جامه نماید ۲
از آن نمیکند آن دوست یاد ما، که نخواهد
که چین جبهه بما از شکنج نامه نماید ۳
درین زمانه شرافت بود بزینت ظاهر
که گل بفرق کسان خار رنگ جامه نماید ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - غم او ساخت دلم تنگ و، هم او بگشاید
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - هرگز بجهان کار کجان راست نیاید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.