خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات عمیق انسانی مانند غم، صبر، عشق و رنج میپردازد. شاعر از تنگدلی، گشایش پس از رنج، و نقش تقدیر در زندگی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند فتح و شکست، صبر و ناامیدی، و زیبایی و شرم اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'کشتن واعظ' و 'تیغ عدو' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۳۶۵ - غم او ساخت دلم تنگ و، هم او بگشاید
غم او ساخت دلم تنگ و، هم او بگشاید
دانه از آب گره گشت و، ازو بگشاید ۱
در خور حوصله خویش برد هرکس فیض
طاقتی کو که نقاب از رخ او بگشاید؟ ۲
کشور فتح، مسخر ز شکست تو شود
این دیاریست که با تیغ عدو بگشاید ۳
دل، خوش از صبر به تنگ آمده، کو زور غمی
که ز چاک دلم این بند رفو بگشاید؟! ۴
آب شرمیست در آن رخ که نبندد صورت
کلک نقاش اگر چهره او بگشاید ۵
کیست با او سخن کشتن واعظ گوید؟
سر حرفی مگر آن تندی خو بگشاید! ۶
دانه از آب گره گشت و، ازو بگشاید ۱
در خور حوصله خویش برد هرکس فیض
طاقتی کو که نقاب از رخ او بگشاید؟ ۲
کشور فتح، مسخر ز شکست تو شود
این دیاریست که با تیغ عدو بگشاید ۳
دل، خوش از صبر به تنگ آمده، کو زور غمی
که ز چاک دلم این بند رفو بگشاید؟! ۴
آب شرمیست در آن رخ که نبندد صورت
کلک نقاش اگر چهره او بگشاید ۵
کیست با او سخن کشتن واعظ گوید؟
سر حرفی مگر آن تندی خو بگشاید! ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۴ - فریب عام، از هر رند بازاری نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۳۶۶ - تن نزار من، از چاکهای جامه نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.