هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. شاعر بیان میکند که دلِ عاشق جایگاه غم یار است و غم دنیا در آن جایی ندارد. عشق باعث سربلندی میشود و دلِ عاشق زیر بار منت نمیرود. درد، بخشی از کشور عشق است و دل مانند پلنگی غیرتمند از آن محافظت میکند. شاعر تأکید میکند که غم مانند شربتی است برای دلِ بیمار و عشق بدون تب و تاب معنا ندارد. در پایان، از زهد خشک و بیروح انتقاد میکند و گریه و عرق خجلت را نشانهای از искренی میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «دل ز غیرت پلنگ آن کهسار» یا «زهد خشکی بجای مانده ز تو» نیاز به تفسیر و تحلیل دارند که برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد.
شماره ۳۷۴ - دل که باشد نشیمن غم یار
دل که باشد نشیمن غم یار
غم دنیا در آن نیابد بار ۱
سرکه از عشق سربلندی یافت
نرود زیر بار منت دستار ۲
درد، کهسار کشور عشق است
دل ز غیرت پلنگ آن کهسار ۳
نکنی روترش، ز تلخی غم
ز آنکه غم شربتست و، دل بیمار ۴
دل آگاه نیست بی تب عشق
شمع سوزد ز دیده بیدار ۵
در ره او ز پا نمی افتی
اگر افتد ترا بسر این کار ۶
پای افگنده یی چه بر سر پا؟
کار افتاده است، بر سر کار! ۷
زهد خشکی بجای مانده ز تو
برده آب رخت ز بس کردار ۸
بدل آب رو کنون واعظ
عرق خجلتست و گریه زار ۹
غم دنیا در آن نیابد بار ۱
سرکه از عشق سربلندی یافت
نرود زیر بار منت دستار ۲
درد، کهسار کشور عشق است
دل ز غیرت پلنگ آن کهسار ۳
نکنی روترش، ز تلخی غم
ز آنکه غم شربتست و، دل بیمار ۴
دل آگاه نیست بی تب عشق
شمع سوزد ز دیده بیدار ۵
در ره او ز پا نمی افتی
اگر افتد ترا بسر این کار ۶
پای افگنده یی چه بر سر پا؟
کار افتاده است، بر سر کار! ۷
زهد خشکی بجای مانده ز تو
برده آب رخت ز بس کردار ۸
بدل آب رو کنون واعظ
عرق خجلتست و گریه زار ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۳ - گر بود در پیش مهمان، نعمت الوان لذیذ
گوهر بعدی:شماره ۳۷۵ - با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.