هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از زیباییهای طبیعت و سیر در چمن سخن میگوید و بیان میکند که گاهی سکوت و خامشی بهتر از هر سخنی است. او از دردها و رنجهای خود میگوید و ترجیح میدهد در عریانی بمیرد تا با کفن. شاعر از غربت و دوری از وطن نیز ابراز ناراحتی میکند و آرزو میکند که دردهایش کاهش یابد. در نهایت، او از زیباییهای معنوی و لطافتهای روحانی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و غم و اندوه ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
شماره ۳۸۲ - مرا گلگشت معنی باشد از سیر چمن خوشتر
مرا گلگشت معنی باشد از سیر چمن خوشتر
که بعد از خامشی چیزی نباشد از سخن خوشتر ۱
ز بس چون تب که دیده جامه گلگون تن زارم
مرا از ذوق عریانیست مردن بی کفن خوشتر ۲
دل غمناکم، از بس میکند از بی غمان نفرت
بچشمم شام غربت آید از صبح وطن خوشتر ۳
تن پوسیده یی داریم نذر کاهش دردش
اگر افتد قبول او، بود از جان من خوشتر ۴
بود بر جسم زار واعظ از صد خلعت زیبا
ز لطف او بخود بالیدنی یک پیرهن خوشتر ۵
که بعد از خامشی چیزی نباشد از سخن خوشتر ۱
ز بس چون تب که دیده جامه گلگون تن زارم
مرا از ذوق عریانیست مردن بی کفن خوشتر ۲
دل غمناکم، از بس میکند از بی غمان نفرت
بچشمم شام غربت آید از صبح وطن خوشتر ۳
تن پوسیده یی داریم نذر کاهش دردش
اگر افتد قبول او، بود از جان من خوشتر ۴
بود بر جسم زار واعظ از صد خلعت زیبا
ز لطف او بخود بالیدنی یک پیرهن خوشتر ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۱ - میکند لطفی، ز بیرحمی بسی خونخوار تر
گوهر بعدی:شماره ۳۸۳ - خلق میبینند فیض از تنگدستان بیشتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.