هوش مصنوعی:
این شعر از ناپایداری دنیا، بیوفایی مردم، و ناامیدی از بهبود شرایط سخن میگوید. شاعر از جفای اهل ترک، بیثمری تلاشها، و فقدان صفا و دوستی در میان مردم شکایت دارد. همچنین، به بیاعتباری دنیا و ضرورت دوری از وابستگی به آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، ناامیدی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد. درک این متن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی و ادبیات دارد.
شماره ۴۰۰ - بر اهل ترک، نکرده است غم جفا هرگز
بر اهل ترک، نکرده است غم جفا هرگز
گزند خار ندیده است پشت پا هرگز ۱
چو روی آیینه است آن جهان و، این یک پشت؛
ز پشت آینه، ای دل مجو صفا هرگز! ۲
بزیر چرخ، مکن ریشه أمل محکم
که دانه سبز نگردد در آسیا هرگز ۳
تهی ز نان تهی گشته تا که سفره ما
نخورده ایم طعامی باشتها هرگز ۴
مرا ز فیض خموشی نموده بیگانه
نگشتمی بسخن کاش آشنا هرگز ۵
بدولتی چو رسی، بهر خلق باش، نه خود؛
بخویش سایه نمی افگند هما هرگز ۶
ز بسکه غیر نگنجد میان این یاران
ندیده ایم میان دو کس صفا هرگز ۷
بنای خانه هستی است بر فنا واعظ
منه تو پایه دل را برین بنا هرگز ۸
گزند خار ندیده است پشت پا هرگز ۱
چو روی آیینه است آن جهان و، این یک پشت؛
ز پشت آینه، ای دل مجو صفا هرگز! ۲
بزیر چرخ، مکن ریشه أمل محکم
که دانه سبز نگردد در آسیا هرگز ۳
تهی ز نان تهی گشته تا که سفره ما
نخورده ایم طعامی باشتها هرگز ۴
مرا ز فیض خموشی نموده بیگانه
نگشتمی بسخن کاش آشنا هرگز ۵
بدولتی چو رسی، بهر خلق باش، نه خود؛
بخویش سایه نمی افگند هما هرگز ۶
ز بسکه غیر نگنجد میان این یاران
ندیده ایم میان دو کس صفا هرگز ۷
بنای خانه هستی است بر فنا واعظ
منه تو پایه دل را برین بنا هرگز ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۹ - بهار کرد جهان را ز کوه و صحرا سبز
گوهر بعدی:شماره ۴۰۱ - دنی نانجاق ترقی ایلسه عالی مکان اولمز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.