هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید. شاعر از زلف پریشان و چهرهی گلگون معشوق تعریف میکند و از راز و رمزهای عشق و زیبایی سخن میراند. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند کفر و ایمان و تضاد بین شب و روز استفاده میکند تا زیبایی معشوق را توصیف کند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده مانند کفر و ایمان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۰۸ - چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
طرف گلزار به زیر کله پنهان کردن ۱
زلف را شانه زدی باز چه رسم آوردی
کفر درهم شده را پردهٔ ایمان کردن ۲
ای گل باغ الاهی ز که آموختهای
دیدهها را به دو رخسار گلستان کردن ۳
خاک در دیدهٔ خورشید زدن تا کی ازین
دامن شب را از روز گریبان کردن ۴
طرف گلزار به زیر کله پنهان کردن ۱
زلف را شانه زدی باز چه رسم آوردی
کفر درهم شده را پردهٔ ایمان کردن ۲
ای گل باغ الاهی ز که آموختهای
دیدهها را به دو رخسار گلستان کردن ۳
خاک در دیدهٔ خورشید زدن تا کی ازین
دامن شب را از روز گریبان کردن ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۷ - نینی به ازین باید با دوست وفا کردن
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹ - جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.