خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از عزلت و دوری از مردم و دنیا سخن میگوید و بیان میکند که دل پرآرزو هرگز به آرامش نمیرسد. همچنین، اشاره میکند که رهایی از مشکلات و اندیشههای دنیوی دشوار است و حتی در قیامت نیز نمیتوان بهطور کامل از آنها خلاص شد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۳۰ - ای خوشا عزلت، که گردیم از در دلها خلاص
ای خوشا عزلت، که گردیم از در دلها خلاص
ما ز روی مردم و، مردم ز روی ما خلاص ۱
هست تا دل با غم عالم سرو کارش، بجاست
کشتی از رفتن نگردد هرگز از دریا خلاص ۲
روی آسایش نمی بیند دل پر آرزو
خانه زنبور، هرگز نیست از غوغا خلاص ۳
میرسد از پی برات خط بنقد طاقتم
تا زدست انداز زلفش، میکنم خود را خلاص ۴
در قیامت هم مکن واعظ خلاصی آرزو
تا نسازی خویش را ز اندیشه دنیا خلاص ۵
ما ز روی مردم و، مردم ز روی ما خلاص ۱
هست تا دل با غم عالم سرو کارش، بجاست
کشتی از رفتن نگردد هرگز از دریا خلاص ۲
روی آسایش نمی بیند دل پر آرزو
خانه زنبور، هرگز نیست از غوغا خلاص ۳
میرسد از پی برات خط بنقد طاقتم
تا زدست انداز زلفش، میکنم خود را خلاص ۴
در قیامت هم مکن واعظ خلاصی آرزو
تا نسازی خویش را ز اندیشه دنیا خلاص ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۹ - خرامان چون رود بیرون ز گلشن سرو دلجویش
گوهر بعدی:شماره ۴۳۱ - نبود دعا فلک سیر، الا بپای اخلاص
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.