هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از فشار و اضطراب ناشی از قرض و بدهی سخن میگوید. او احساس میکند که طناب قرض به گردنش محکم شده و نفسهایش از پیچ و تاب آن گسسته است. شاعر از شرمساری ناشی از بدهی و ناتوانی در پرداخت آن مینالد و از خداوند میخواهد که او را از این فکر جانگداز رها کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق مالی و اجتماعی مطرح شده در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اضطراب و فشار ناشی از بدهی موضوعی است که بیشتر برای بزرگسالان و نوجوانان بالغ قابل ارتباط است.
شماره ۴۳۳ - بر گردنم چنان شده محکم طناب قرض
بر گردنم چنان شده محکم طناب قرض
کز جا دگر نمیکندم اضطراب قرض ۱
نظم سخن چگونه نپاشد ز یکدیگر
تار نفس گسسته شد از پیچ و تاب قرض ۲
زآن وا نمیشود بسخن چون صدف لبم
کز سر گذشته چون عرق شرم، آب قرض ۳
قرض از حساب رفت برون و، نمیدهم
چیزی بقرض خواه، بغیر از حساب قرض ۴
یارب، رها نیش تو ازین فکر جانگداز
واعظ دگر ندارد ازین بیش تاب قرض ۵
کز جا دگر نمیکندم اضطراب قرض ۱
نظم سخن چگونه نپاشد ز یکدیگر
تار نفس گسسته شد از پیچ و تاب قرض ۲
زآن وا نمیشود بسخن چون صدف لبم
کز سر گذشته چون عرق شرم، آب قرض ۳
قرض از حساب رفت برون و، نمیدهم
چیزی بقرض خواه، بغیر از حساب قرض ۴
یارب، رها نیش تو ازین فکر جانگداز
واعظ دگر ندارد ازین بیش تاب قرض ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۲ - غیر از خدنگ مرگ، که آن راست جان غرض
گوهر بعدی:شماره ۴۳۴ - عاشقان را ره ندارد، در دل پر غم نشاط
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.