هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد دل و اشتیاق شاعر به معشوق است. او از نگاه معشوق، سختیهای روزگار و پیچیدگیهای درونش میگوید و از دل به عنوان مرکز احساسات و رنجها یاد میکند. شاعر از معشوق میخواهد تا با یادآوری خاطراتش، او را بیدار کند و از واعظ میخواهد تا آیینهای برای دیدن نیک و بد باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۶۴ - چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
چشم پیکانت، نگاهی کرده روزی سوی دل
زحم هرگز بر ندارد چشم خویش از روی دل ۱
بسکه طومار سخن پیچیده در دل مانده است
تارها شد از زبانم، باز گردد سوی دل ۲
یاد شوخی های مژگان تو بیدارش کند
گر شود بالین بخت خفته ام زانوی دل ۳
استخوانم از فشار تنگنای روزگار
همچو نقش بوریا جا کرده در پهلوی دل ۴
یک نفس واعظ برو شاگردی آیینه کن
نیک و بد را رو بسوی خود کن، از یکروی دل ۵
زحم هرگز بر ندارد چشم خویش از روی دل ۱
بسکه طومار سخن پیچیده در دل مانده است
تارها شد از زبانم، باز گردد سوی دل ۲
یاد شوخی های مژگان تو بیدارش کند
گر شود بالین بخت خفته ام زانوی دل ۳
استخوانم از فشار تنگنای روزگار
همچو نقش بوریا جا کرده در پهلوی دل ۴
یک نفس واعظ برو شاگردی آیینه کن
نیک و بد را رو بسوی خود کن، از یکروی دل ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۳ - ای از عرق جبین تو صبح بهار دل
گوهر بعدی:شماره ۴۶۵ - بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.