هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او با خیال معشوق به کعبه رفته و این راه طولانی را با آغوشی باز پیموده است. سفر بیخودی او دور و دراز شده و گویی از هوش رفته است. شاعر در حیرت است که چگونه با همه ضعف‌ها، از یاد معشوق دور شده است. او از نازش و زیبایی معشوق می‌گوید و چگونه تحت تأثیر عشق، خود را فراموش کرده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

شماره ۴۶۷ - تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام

تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
این راه را تمام بآغوش رفته ام ۱

دور و دراز شد سفر بیخودی مرا
گویا ببوی زلف تو از هوش رفته ام ۲

در حیرتم که با همه بیقوتی چه سان
از یادت ای نگار قصب پوش رفته ام؟! ۳

نازش ز چین جبهه برویم کشیده تیغ
تا چون خطش بسیر بنا گوش رفته ام ۴

واعظ بمجلسی که در آن بوده حرف دوست
خود را ز شوق کرده فراموش رفته ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶۶ - کی میکنند جامه جان از جسد قبول
گوهر بعدی:شماره ۴۶۸ - از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.