هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و غمهای خود میگوید. او احساس میکند که رازهایش را فاش کرده، با سکوتش دیگران را به خود نزدیک ساخته، و زندگیاش را به جادهای از غم تبدیل کرده است. هیچ دلی از نالههایش متأثر نشده، و او در دنیای غم خود به پادشاهی رسیده است. شاعر خود را مانند درختی میبیند که ریشههایش در زنجیر جنون محکم شده، و غم جهان را در خاطر دارد. در نهایت، او از ترک خود و جهان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی و غمانگیز است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند ترک خود و جهان ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۶۸ - از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام
وز خموشی غیر را با خویش محرم کرده ام ۱
هر دمی از زندگی پامال فکری میشود
عمر خود را جاده غمهای عالم کرده ام ۲
سر نپیچیده است از تأثیر افغانم دلی
پادشاهی در جهان از دولت غم کرده ام ۳
همچو من نخلی ندارد گلشن آزادگی
در جنون تا ریشه زنجیر محکم کرده ام ۴
عالمی گردیده در خاطر، غم عالم مرا
ترک خود واعظ چه گویم،ترک عالم کرده ام ۵
وز خموشی غیر را با خویش محرم کرده ام ۱
هر دمی از زندگی پامال فکری میشود
عمر خود را جاده غمهای عالم کرده ام ۲
سر نپیچیده است از تأثیر افغانم دلی
پادشاهی در جهان از دولت غم کرده ام ۳
همچو من نخلی ندارد گلشن آزادگی
در جنون تا ریشه زنجیر محکم کرده ام ۴
عالمی گردیده در خاطر، غم عالم مرا
ترک خود واعظ چه گویم،ترک عالم کرده ام ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۷ - تا کعبه با خیال تو همدوش رفته ام
گوهر بعدی:شماره ۴۶۹ - گر شود صبح رخش، مجلس فروز خانه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.