خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن شاعر از گذر عمر و حسرتهای عاشقانه خود سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق میسراید و از درد فراق و اندوه ناشی از آن یاد میکند. در پایان، شاعر با اشاره به موعظهگر درونی، از آشفتگی خاطر خود میگوید.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۵۰۴ - از ما گذشت عمر، بآیین مهوشان
از ما گذشت عمر، بآیین مهوشان
گیسوی آه حسرت ما از قفا کشان ۱
از خانه ماهروی من آمد چو شب برون
شد کوچه پر ز دیده حیران چو کهکشان ۲
پیوسته سوی خود، رخ عاشق نگاه او
چشم مرا ز تار نگه برده موکشان ۳
هر چند پای بر دلم افشرد کوه صبر
از خویش برد آن خم زلفم، کشان کشان ۴
گفتی که: کیست واعظ ما؟ همچو زلف تو
سر حلقه جماعت خاطر مشوشان! ۵
گیسوی آه حسرت ما از قفا کشان ۱
از خانه ماهروی من آمد چو شب برون
شد کوچه پر ز دیده حیران چو کهکشان ۲
پیوسته سوی خود، رخ عاشق نگاه او
چشم مرا ز تار نگه برده موکشان ۳
هر چند پای بر دلم افشرد کوه صبر
از خویش برد آن خم زلفم، کشان کشان ۴
گفتی که: کیست واعظ ما؟ همچو زلف تو
سر حلقه جماعت خاطر مشوشان! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۳ - درست نیست گشودن به خنده لب چندان
گوهر بعدی:شماره ۵۰۵ - غم بود غم، شراب درویشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.