هوش مصنوعی:
در این متن شاعر از گذر عمر و حسرتهای عاشقانه خود سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق میسراید و از درد فراق و اندوه ناشی از آن یاد میکند. در پایان، شاعر با اشاره به موعظهگر درونی، از آشفتگی خاطر خود میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۵۰۴ - از ما گذشت عمر، بآیین مهوشان
از ما گذشت عمر، بآیین مهوشان
گیسوی آه حسرت ما از قفا کشان ۱
از خانه ماهروی من آمد چو شب برون
شد کوچه پر ز دیده حیران چو کهکشان ۲
پیوسته سوی خود، رخ عاشق نگاه او
چشم مرا ز تار نگه برده موکشان ۳
هر چند پای بر دلم افشرد کوه صبر
از خویش برد آن خم زلفم، کشان کشان ۴
گفتی که: کیست واعظ ما؟ همچو زلف تو
سر حلقه جماعت خاطر مشوشان! ۵
گیسوی آه حسرت ما از قفا کشان ۱
از خانه ماهروی من آمد چو شب برون
شد کوچه پر ز دیده حیران چو کهکشان ۲
پیوسته سوی خود، رخ عاشق نگاه او
چشم مرا ز تار نگه برده موکشان ۳
هر چند پای بر دلم افشرد کوه صبر
از خویش برد آن خم زلفم، کشان کشان ۴
گفتی که: کیست واعظ ما؟ همچو زلف تو
سر حلقه جماعت خاطر مشوشان! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۳ - درست نیست گشودن به خنده لب چندان
گوهر بعدی:شماره ۵۰۵ - غم بود غم، شراب درویشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.