خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از مولانا یا شاعری عارفمسلک است که با استفاده از استعارههای زیبا مانند شمع، نور، تاریکی و عشق، به مفاهیم عمیقی مانند روشنبینی، عشق الهی، رضا و ایمان میپرد. شاعر از تضاد بین تاریکی و نور برای بیان سفر روحانی و جستجوی حقیقت استفاده میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۲۸ - شمع بینش که مرا بود جهان ز آن روشن
شمع بینش که مرا بود جهان ز آن روشن
مشکل اکنون کندم تا سر مژگان روشن ۱
روزنش را نبود چشم بخورشید سیاه
کلبه یی کان بود از مقدم یاران روشن ۲
از هم ریخت جفا، خاطر بیرحمان جمع،
سرمه ام کرد وفا، چشم نکویان روشن ۳
. . .
با چراغی که شود ز آتش دونان روشن ۴
خوش درین گلخن تنگ آتشم افسرده، مگر
کندش عشق بدامان بیابان روشن! ۵
بنگر از نقطه هر مردمک این حرف عیان
که سیه خانه گیتی است بانسان روشن! ۶
با کهن جامه بساز ای شه اقلیم رضا
که باین کهنه شود مشعل ایمان روشن ۷
نه همین لاله شد از داغ بعینه همه چشم
میشود ز آن گل رو چشم گلستان روشن ۸
چون سر شمع که سازند پریشان واعظ
کلبه ما شود از وضع پریشان روشن ۹
مشکل اکنون کندم تا سر مژگان روشن ۱
روزنش را نبود چشم بخورشید سیاه
کلبه یی کان بود از مقدم یاران روشن ۲
از هم ریخت جفا، خاطر بیرحمان جمع،
سرمه ام کرد وفا، چشم نکویان روشن ۳
. . .
با چراغی که شود ز آتش دونان روشن ۴
خوش درین گلخن تنگ آتشم افسرده، مگر
کندش عشق بدامان بیابان روشن! ۵
بنگر از نقطه هر مردمک این حرف عیان
که سیه خانه گیتی است بانسان روشن! ۶
با کهن جامه بساز ای شه اقلیم رضا
که باین کهنه شود مشعل ایمان روشن ۷
نه همین لاله شد از داغ بعینه همه چشم
میشود ز آن گل رو چشم گلستان روشن ۸
چون سر شمع که سازند پریشان واعظ
کلبه ما شود از وضع پریشان روشن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۷ - ز شمع فیض تاریکی است، قانع را سرا روشن
گوهر بعدی:شماره ۵۲۹ - خویش را آزاد خواهی، صید دام دوست کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.