هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شبنم، گلزار، استخوان و نی، به موضوع مرگ، عبرتگیری از زندگی و بیداری از خواب غفلت میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد تا با دیدن حقایق زندگی، برای پایان کار خود گریه کند و از زمان باقیمانده بهره ببرد. همچنین، تأکید بر رهایی از دشمنیها و بلندپروازیهای بیهوده دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی مانند مرگ، عبرت و بیداری از خواب غفلت، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۳۱ - دیده چون شبنم، برین گلزار عبرت باز کن
دیده چون شبنم، برین گلزار عبرت باز کن
گریه بر انجام کار خویشتن آغاز کن ۱
چشم رفت و،گوش رفت و، عقل رفت و،هوش رفت
ای دل آمد آمد مرگست، چشمی باز کن! ۲
استخوانت گشت چون نی، ناله یی از دل بر آر
قامتت شد چنگ، قانون فغان را ساز کن ۳
یک دوروزی خواب غفلت کن، بچشم دل حرام
تا قیامت در فراش خاک، خواب ناز کن ۴
خاک پا شو، تا شود دشمن زبد گویی خموش
خویشتن را سرمه خصم بلند آواز کن ۵
زهر چشمش نوش کردن، کار هر بیظرف نیست
میکش ای دل ناز آن طناز و، بر خود ناز کن ۶
واعظ این وحشت سرا کی جای بال افشانی است؟
گر فراغ بال خواهی، زین قفس پرواز کن ۷
گریه بر انجام کار خویشتن آغاز کن ۱
چشم رفت و،گوش رفت و، عقل رفت و،هوش رفت
ای دل آمد آمد مرگست، چشمی باز کن! ۲
استخوانت گشت چون نی، ناله یی از دل بر آر
قامتت شد چنگ، قانون فغان را ساز کن ۳
یک دوروزی خواب غفلت کن، بچشم دل حرام
تا قیامت در فراش خاک، خواب ناز کن ۴
خاک پا شو، تا شود دشمن زبد گویی خموش
خویشتن را سرمه خصم بلند آواز کن ۵
زهر چشمش نوش کردن، کار هر بیظرف نیست
میکش ای دل ناز آن طناز و، بر خود ناز کن ۶
واعظ این وحشت سرا کی جای بال افشانی است؟
گر فراغ بال خواهی، زین قفس پرواز کن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۰ - یا رب از خواب گران غفلتم بیدار کن
گوهر بعدی:شماره ۵۳۲ - بر در حق جز خضوع و عجز استدعا مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.