خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و جنون عاشقانه، درد و رنج عاشق، و ارتباط با معشوق سخن میگوید. شاعر از بهار و طبیعت به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده میکند و از خون، اشک، و آه به عنوان نشانههای رنج و عشق یاد میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، نمادهای خون و رنج، و زبان شاعرانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'خون' و 'تیغ' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۵۳۴ - بهار آمد، که جوشد ز آتش دل باز خون من
بهار آمد، که جوشد ز آتش دل باز خون من
گل رعنا شود، چسبانده مشق جنون من ۱
بشد نخل دعایم روشناس عالم بالا
تو گویی بید مجنونست، آه سرنگون من ۲
مشو از عار در دیوان محشر منکر قتلم
که محضر دارد از دامان گلگون تو، خون من ۳
باین کوتاه دستیهای طالع، چشم آن دارم
که گیرد دامن وصل تو، اشک لاله گون من ۴
چسان دل از خم ابروی خونریز تو بردارم
که نتواند چکیدن از دم تیغ تو خون من؟ ۵
ز آه عاجزان ترسیده چشمم آنچنان واعظ
که میلرزم بخود، دشمن چو میگردد زبون من ۶
گل رعنا شود، چسبانده مشق جنون من ۱
بشد نخل دعایم روشناس عالم بالا
تو گویی بید مجنونست، آه سرنگون من ۲
مشو از عار در دیوان محشر منکر قتلم
که محضر دارد از دامان گلگون تو، خون من ۳
باین کوتاه دستیهای طالع، چشم آن دارم
که گیرد دامن وصل تو، اشک لاله گون من ۴
چسان دل از خم ابروی خونریز تو بردارم
که نتواند چکیدن از دم تیغ تو خون من؟ ۵
ز آه عاجزان ترسیده چشمم آنچنان واعظ
که میلرزم بخود، دشمن چو میگردد زبون من ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۳ - پشت دست از حسرت دینار با دندان مکن
گوهر بعدی:شماره ۵۳۵ - ای گل، تو بی علاقه به دنیا شدی و من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.