هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و با تصاویر شاعرانهای مانند چشم ستمگر، مژگان خونآلود، و زلف بینیاز، احساسات شاعر را بیان میکند. همچنین، اشارهای به تأثیرگذاری معشوق بر دیگران و حیرت ناظران از جمال او دارد. در پایان، با کنایهای به واعظ، بلندپروازی فکری او را ناشی از یاد معشوق میداند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و تصاویر شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و کنایههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۵۶ - چشمش در ستم باز بر خلق کرده
چشمش در ستم باز بر خلق کرده
مژگان بخون مردم، دستی دراز کرده ۱
برداشته بتکبیر، یکبارگی ز خود دست
هر کس بقبله ما یکره نماز کرده ۲
سرچشمه حیات است لعل تو، لیک ما را
زلف تو بی نیاز از عمر دراز کرده ۳
تا سیم درد بیغش سازد در آتش عشق
تیغش دو نیم دل را، مانند گاز کرده ۴
هست از خرام نازش، کوتاه دست خوبان
در نیکوی همین سرو، قدی دراز کرده ۵
از بسکه گشته حیران آیینه بر جمالش
دیگر بهم نیاید چشمی که باز کرده ۶
فکر بلند واعظ از طبع پست خود نیست
گویا که یاد قد آن سرو ناز کرده ۷
مژگان بخون مردم، دستی دراز کرده ۱
برداشته بتکبیر، یکبارگی ز خود دست
هر کس بقبله ما یکره نماز کرده ۲
سرچشمه حیات است لعل تو، لیک ما را
زلف تو بی نیاز از عمر دراز کرده ۳
تا سیم درد بیغش سازد در آتش عشق
تیغش دو نیم دل را، مانند گاز کرده ۴
هست از خرام نازش، کوتاه دست خوبان
در نیکوی همین سرو، قدی دراز کرده ۵
از بسکه گشته حیران آیینه بر جمالش
دیگر بهم نیاید چشمی که باز کرده ۶
فکر بلند واعظ از طبع پست خود نیست
گویا که یاد قد آن سرو ناز کرده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۵ - یارب ز کهنه دیر جهان، وحشتم بده
گوهر بعدی:شماره ۵۵۷ - یارب دل قانع، بدل سیم زرم ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.