هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و دوری از معشوق مینالد. او خود را گنهکار و بیپناه توصیف میکند و از ناامیدی و دلتنگی سخن میگوید. با وجود رنجها، امید به دیدار یار دارد و از زیبایی و جذبههای معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد.
شماره ۵۸۵ - کیم من؟ بیدلی، بیچاره یی، از خویش دلگیری!
کیم من؟ بیدلی، بیچاره یی، از خویش دلگیری!
بآب تیغ خوبان تشنه یی، از جان خود سیری! ۱
(ز سر تا پا گنه کارم، ندارم عذر تقصیری
ز چشم افتاده یارم، رفیقان چیست تدبیری؟) ۲
نثار جان بدست و، دیده خواهش بره دارم
که ایمائی رسد از گوشه ابروی شمشیری ۳
دلم میرفت و، می نالید هر عضوم ز دنبالش
بآهنگی که، نالد از پی دیوانه زنجیری ۴
زبان خامه اش، گر بشکند در هم، عجب نبود
مصور گر کند از رنگ من پرداز تصویری! ۵
حیات تازه یی از هر خرامش یافتم واعظ
بپای سرو بالایش نکردم مردن سیری! ۶
بآب تیغ خوبان تشنه یی، از جان خود سیری! ۱
(ز سر تا پا گنه کارم، ندارم عذر تقصیری
ز چشم افتاده یارم، رفیقان چیست تدبیری؟) ۲
نثار جان بدست و، دیده خواهش بره دارم
که ایمائی رسد از گوشه ابروی شمشیری ۳
دلم میرفت و، می نالید هر عضوم ز دنبالش
بآهنگی که، نالد از پی دیوانه زنجیری ۴
زبان خامه اش، گر بشکند در هم، عجب نبود
مصور گر کند از رنگ من پرداز تصویری! ۵
حیات تازه یی از هر خرامش یافتم واعظ
بپای سرو بالایش نکردم مردن سیری! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۴ - چنان در بند غم باید بخود بالیدن ای قمری
گوهر بعدی:شماره ۵۸۶ - ز دل رفتی مرا گرد تعلق، حبذا پیری!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.