هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از غم و درد عشق سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند قمری، سرو، و طوق، احساسات خود را بیان میکند. شاعر از ناتوانی در بیان دردها و محدودیتهای عشق میگوید و از زیبایی و نازکاندامی معشوق خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۵۸۴ - چنان در بند غم باید بخود بالیدن ای قمری
چنان در بند غم باید بخود بالیدن ای قمری
که چون نی هر دمت طوقی فتد در گردن ای قمری ۱
زبان بسته یی داریم و، درد ناله مشتاقی
دمی از جانب ما میتوان نالیدن ای قمری ۲
مرا طوقیست در گردن، ز سرو نازک اندامی
که در بند غمش از خویش نتوان رفتن ای قمری ۳
به کیش اهل غیرت، عشق نتوان باخت با سروی
که بر گرد سر او میتوان گردیدن ای قمری ۴
سهی سرویست واعظ را، که چون سوی چمن آید
کشد سر و تو از بهر تماشا، گردن ای قمری ۵
که چون نی هر دمت طوقی فتد در گردن ای قمری ۱
زبان بسته یی داریم و، درد ناله مشتاقی
دمی از جانب ما میتوان نالیدن ای قمری ۲
مرا طوقیست در گردن، ز سرو نازک اندامی
که در بند غمش از خویش نتوان رفتن ای قمری ۳
به کیش اهل غیرت، عشق نتوان باخت با سروی
که بر گرد سر او میتوان گردیدن ای قمری ۴
سهی سرویست واعظ را، که چون سوی چمن آید
کشد سر و تو از بهر تماشا، گردن ای قمری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۳ - نیست او شاه که دارد کمر سیم و زری!
گوهر بعدی:شماره ۵۸۵ - کیم من؟ بیدلی، بیچاره یی، از خویش دلگیری!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.