هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس ناتوانی و دوری از معشوق سخن میگوید. او از غم و اندوه فراوان و سیاهیهای زندگی مینالد و اشاره میکند که اشکهای گرمش همچون سیلاب جاری است. همچنین، به بیاثر بودن نصیحتها و ایمنی واعظ از دشمنان اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۰۸ - با من نگاه او کرد، هر چند پهلوانی
با من نگاه او کرد، هر چند پهلوانی
آخر بخاکم افتاد، از فیض ناتوانی ۱
از بار دوری آن مهر سپهر خوبی
چون ماه نو خمیدم، در اول جوانی ۲
ماند قلم ز تحریر، از کثرت سیاهی
طغیان حرف نگذاشت ما را بهمزبانی ۳
دمسردی نصیحت هرچند آورد زور
سیلاب اشک گرمم، کی افتد از روانی؟! ۴
واعظ ز بی نشانی، ایمن ز دشمنان شد
گنج از نهفتگی نیست محتاج پاسبانی! ۵
آخر بخاکم افتاد، از فیض ناتوانی ۱
از بار دوری آن مهر سپهر خوبی
چون ماه نو خمیدم، در اول جوانی ۲
ماند قلم ز تحریر، از کثرت سیاهی
طغیان حرف نگذاشت ما را بهمزبانی ۳
دمسردی نصیحت هرچند آورد زور
سیلاب اشک گرمم، کی افتد از روانی؟! ۴
واعظ ز بی نشانی، ایمن ز دشمنان شد
گنج از نهفتگی نیست محتاج پاسبانی! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۷ - ندهم تن بجز از عریانی
گوهر بعدی:شماره ۶۰۹ - چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.