هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید. او از دود و آتش عشق، خال معشوق، و نگاه پراشک خود می‌گوید و اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند تخت سلیمان و زنار سلیمانی دارد. همچنین، شاعر از دنیا و طمع‌های آن دوری می‌جوید و به آرامش روحانی تمایل دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۶۰۹ - چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی

چه دوداست آن ترا بر گرد لب از خط ریحانی
گرفتت باغ حسن آتش مگر ز آن لعل رمانی ۱

بیاد خال او تار نگه در دیده ام گردد
بگرد مردمک دایم چو زنار سلیمانی ۲

از آن لب گر سخن مشکل برآید، هست حق با او
که بر آتش زدن از کس نمی آید بآسانی ۳

سبکتر گو نگاه عجز در رخسار او گردد
که آن گلشن عرق بندی شده است از چین پیشانی ۴

چه آبادی طمع میداری از ملک دلی کآنجا
ز هر سو برنخیزد دودی از آه پشیمانی؟! ۵

نمیگیرد بجز دست تهی دامان دولت را
بمشتاقان دنیا مال دنیا باد ارزانی ۶

ز یمن ترک، ما را چون سلیمان تخت آسایش
روان در اوج همت شد، بباد دامن افشانی ۷

مرا سرگشتگی، دست از گریبان بر نمیدارد
بسنگ من، فلاخن گشته زنار سلیمانی ۸

گر اوراق حواس خویش را شیرازه میخواهی
مده واعظ ز کف هرگز سر زلف پریشانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۰۸ - با من نگاه او کرد، هر چند پهلوانی
گوهر بعدی:شماره ۶۱۰ - تو کز طول امل در بند جمع مال و سامانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.