هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر آرزوهای عاشقانه، تمایلات روحانی و نگرانی‌های شاعر درباره وصال معشوق است. شاعر از معشوق می‌خواهد که همراهی کند و از کوتاهی در رسیدن به وصال می‌ترسد. همچنین، تمثیل‌هایی از طبیعت مانند موج، ماهی و کوه برای بیان آزادی و استغنا استفاده شده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تمثیل‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۶۲۰ - کام حاصل ای دل از آه سحر گاهی کنی

کام حاصل ای دل از آه سحر گاهی کنی
گر تو، ای قطع نظر از خلق، همراهی کنی! ۱

یک سراسر سیر آن زلف درازم آرزوست
ای شب وصل از تو میترسم که کوتاهی کنی! ۲

هر چه میخواهد، بکن، تا هرچه میخواهی، کند
لیک میخواهی تو دائم، هر چه میخواهی کنی! ۳

دانه سان سر سبز تا فردا برآری سر ز خاک
باید امروز از غم آن چهره را کاهی کنی ۴

تا توانی بود از داد و دهش چون آفتاب
از گرفتن مه صفت تا چند جانکاهی کنی؟! ۵

تا توان چون موج بود آزاد در بحر وجود
چند بر خود فلس چندی دام چون ماهی کنی ۶

تا توان در دشت استغنا علم بودن چو کوه
در پس دیوار مردم تا بکی کاهی کنی؟! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۱۹ - دولت آن باشد که حق را بنده فرمانی کنی
گوهر بعدی:شماره ۶۲۱ - بملک فقر خود را آن زمان فرمانروا بینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.