هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند دوری از دنیای مادی، عزلت و پناه بردن به حق، انتقاد از خودآرایی و ریا، و ارزش مفلسان در پیشگاه حق میپردازد. شاعر از تیرهروزی، رسوایی، و نبود سخن آشنا شکایت میکند و راه نجات را در گذشت از دنیای ناپاک و پناه بردن به شهر پاکان میداند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در این شعر برای درک و تجزیه و تحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تمثیلهای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۶۲۹ - چون تن درست بود، گو مباش دنیائی
چون تن درست بود، گو مباش دنیائی
که هیچ نیست بدست تو، به ز گیرایی! ۱
چگونه چشم ندارم ز تیره روزان فیض؟
که میل سرمه بود شمع راه بینایی! ۲
بگیر گوشه عزلت، اگر جهانگیری
توان گرفتن، این ملک را، بتنهایی ۳
ز چشم خلق جهان، در پناه عیب خودیم
نقاب چهره ما گشته نیل رسوایی ۴
ز بسکه نیست سخن آشنایی، اکنون باب
زبان نمیشودم آشنا بگویایی ۵
توان بدرگه حق قرب مفلسان دانست
ازینکه نیست نمازی، قبای دارایی ۶
گذشت کن، که ترا ره بشهر پاکانست
که همت آمده صابون چرک دنیائی ۷
اگر نساخته یی در لباس، مردم باش
که نیست خرقه، صدرنگ جز خودآرائی ۸
بزلف شانه شمشاد صد زبان میگفت
که به شکستگیی از هزار رعنائی ۹
فراید سخنم، نشنوند از آن واعظ
که گوشوار نگردد گهر، ز یکتایی ۱۰
که هیچ نیست بدست تو، به ز گیرایی! ۱
چگونه چشم ندارم ز تیره روزان فیض؟
که میل سرمه بود شمع راه بینایی! ۲
بگیر گوشه عزلت، اگر جهانگیری
توان گرفتن، این ملک را، بتنهایی ۳
ز چشم خلق جهان، در پناه عیب خودیم
نقاب چهره ما گشته نیل رسوایی ۴
ز بسکه نیست سخن آشنایی، اکنون باب
زبان نمیشودم آشنا بگویایی ۵
توان بدرگه حق قرب مفلسان دانست
ازینکه نیست نمازی، قبای دارایی ۶
گذشت کن، که ترا ره بشهر پاکانست
که همت آمده صابون چرک دنیائی ۷
اگر نساخته یی در لباس، مردم باش
که نیست خرقه، صدرنگ جز خودآرائی ۸
بزلف شانه شمشاد صد زبان میگفت
که به شکستگیی از هزار رعنائی ۹
فراید سخنم، نشنوند از آن واعظ
که گوشوار نگردد گهر، ز یکتایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۸ - ای رنگت از طراوت، چون اطلس ختایی
گوهر بعدی:شماره ۶۳۰ - برگی از باغ تو، هر رنگ گل زیبایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.