خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس تنهایی و درد عشق شکایت میکند. او از نداشتن همدمی وفادار و حضور تنها سخن میگوید و درد عشق را چنان توصیف میکند که حتی موهایش از آن میپیچد. همچنین، او از گریههای بیپایان و خانهای خالی از هر وسیلهای جز بستر و بالین سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، ممکن است برخی از مفاهیم مانند درد عشق و تنهایی برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۶۳۱ - بسویت جنبش هر نو نهال ایمای ابرویی
بسویت جنبش هر نو نهال ایمای ابرویی
ز حرفت در چمن، هر غنچه یی چشم سخنگویی ۱
ز یاران هیچکس پهلونشین من نشد امشب
بغیر از حرف آن بدخو، که با من داشت پهلویی ۲
ز دردت، آنچنان بی تاب دارم همنشینان را
که در پهلوی من بر خویش پیچد هر سر مویی ۳
از آن رو چون رگ ابر از نگاهم گریه میبارد
که دایم همچو برق ای آتشین خود، چین بر ابرویی ۴
ز اسباب جهان واعظ ندارد خانه ام چیزی
بغیر از بستر پهلو و، جز بالین زانویی ۵
ز حرفت در چمن، هر غنچه یی چشم سخنگویی ۱
ز یاران هیچکس پهلونشین من نشد امشب
بغیر از حرف آن بدخو، که با من داشت پهلویی ۲
ز دردت، آنچنان بی تاب دارم همنشینان را
که در پهلوی من بر خویش پیچد هر سر مویی ۳
از آن رو چون رگ ابر از نگاهم گریه میبارد
که دایم همچو برق ای آتشین خود، چین بر ابرویی ۴
ز اسباب جهان واعظ ندارد خانه ام چیزی
بغیر از بستر پهلو و، جز بالین زانویی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۰ - برگی از باغ تو، هر رنگ گل زیبایی
گوهر بعدی:شماره ۶۳۲ - دیوانه گر نه یی، بخود این دل چه داده یی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.