خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان دردها و رنجهای عشق و زندگی میپردازد. شاعر از فشار روزگار، غمهای بیپایان، و تنهایی خود میگوید و اشاره میکند که عشق همراه با صبر، رنجهای فراوانی دارد. همچنین، او از فراق و اندوه یاد میکند و بیان میکند که حتی طبیعت نیز گاهی از این دردها تأثیر میپذیرد.
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و مفاهیم فلسفی موجود در شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۳۵ - عشق نبود جز بلا با صبر بی اندازه یی
عشق نبود جز بلا با صبر بی اندازه یی
با حیات جاودان هر لحظه مرگ تازه یی ۱
بس بود ما را فشار تنگنای روزگار
دفتر ما را نباشد حاجت شیرازه یی ۲
ز استخوانم، خیزد آواز شکستی هر نفس
از غمت افتاده در هر کوچه یی آوازه یی ۳
از تواضع شاخ گل را عقده ها از دل گشود
نی فتاد از سرکشی هر دم ببند تازه یی! ۴
افگند صبح اجل شاید دلت را در خمار
در پریشانی کشد این گل مگر خمیازه یی ۵
بسکه با صحرا دل آواره ام خو کرده است
واعظ از حالم نمیآید، به شهر آوازه یی ۶
با حیات جاودان هر لحظه مرگ تازه یی ۱
بس بود ما را فشار تنگنای روزگار
دفتر ما را نباشد حاجت شیرازه یی ۲
ز استخوانم، خیزد آواز شکستی هر نفس
از غمت افتاده در هر کوچه یی آوازه یی ۳
از تواضع شاخ گل را عقده ها از دل گشود
نی فتاد از سرکشی هر دم ببند تازه یی! ۴
افگند صبح اجل شاید دلت را در خمار
در پریشانی کشد این گل مگر خمیازه یی ۵
بسکه با صحرا دل آواره ام خو کرده است
واعظ از حالم نمیآید، به شهر آوازه یی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۴ - با لاف عقل، بازی دنیا چه خورده یی؟
گوهر بعدی:شماره ۶۳۶ - ای که از سودای گنج سیم و زر دیوانه یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.