خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعات فلسفی مانند گذرایی دنیا، مرگ، و بیثباتی زندگی میپردازد. شاعر با اشاره به لذتهای زودگذر دنیوی و بیتوجهی انسان به مرگ، از ضعف و ناپایداری انسان در برابر زمان سخن میگوید. همچنین، انتقادی به ارزشهای مادی و دنیوی جامعه دارد و بر اهمیت زندگی در لحظه تأکید میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، اشاره به مرگ و ناپایداری زندگی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۶۳۴ - با لاف عقل، بازی دنیا چه خورده یی؟
با لاف عقل، بازی دنیا چه خورده یی؟
از هیچ و پوچ این همه بر خود سپرده یی ۱
خوش آیدت حلاوت عیش جهان به کام
حق هست با تو، زهر تأسف نخورده یی! ۲
از باد یاد مرگ نلرزی چو برگ بید
از بس چو ریشه پای درین گل فشرده یی ۳
تا چند مرده نفس نفس پر فسون
امروز زنده باش که فرداست مرده یی! ۴
اهل زمانه عاشق ارباب ثروتمند
معشوق بلبل است گل از بهر خرده یی ۵
گلها شدند شعله ور از دامن سحر
ای آه آتشین، تو چه در دل فسرده یی؟! ۶
هر برگ گل رسد به نوایی ز خوان صبح
ای دل تو هم بگیر نصیبی، چه مرده یی؟! ۷
هر عضو من رود برهی از هجوم ضعف
چون خشت و چوب خانه سیلاب برده یی ۸
در پیری آید از نفسم بوی رفتگی
مانند دود شمع سحرگاه مرده یی ۹
خواهی کشید رخت بسر منزل نجات
واعظ بجرم خویش اگر راه برده یی ۱۰
از هیچ و پوچ این همه بر خود سپرده یی ۱
خوش آیدت حلاوت عیش جهان به کام
حق هست با تو، زهر تأسف نخورده یی! ۲
از باد یاد مرگ نلرزی چو برگ بید
از بس چو ریشه پای درین گل فشرده یی ۳
تا چند مرده نفس نفس پر فسون
امروز زنده باش که فرداست مرده یی! ۴
اهل زمانه عاشق ارباب ثروتمند
معشوق بلبل است گل از بهر خرده یی ۵
گلها شدند شعله ور از دامن سحر
ای آه آتشین، تو چه در دل فسرده یی؟! ۶
هر برگ گل رسد به نوایی ز خوان صبح
ای دل تو هم بگیر نصیبی، چه مرده یی؟! ۷
هر عضو من رود برهی از هجوم ضعف
چون خشت و چوب خانه سیلاب برده یی ۸
در پیری آید از نفسم بوی رفتگی
مانند دود شمع سحرگاه مرده یی ۹
خواهی کشید رخت بسر منزل نجات
واعظ بجرم خویش اگر راه برده یی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۳ - بنده تن تا بکی، ای جان اگر آزاده یی؟!
گوهر بعدی:شماره ۶۳۵ - عشق نبود جز بلا با صبر بی اندازه یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.