هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از خواب و مهر سخن میگوید و از دیدهاش میخواهد خون بریزد. او از آتش و رهایی از هستی خود میگوید و به سگبچهای اشاره میکند که به کتف برگیرد و به درون رسته شود. شاعر همچنین از رندی و عیبها سخن میگوید و به کر مسجد و مهتر تونیان اشاره میکند.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و اشارات موجود در متن ممکن است نیاز به تفسیر و تحلیل بیشتری داشته باشند که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
غزل ۳۶۴ - ای خواب ز چشم من برون شو
ای خواب ز چشم من برون شو
ای مهر درین دلم فزون شو ۱
ای دیده تو خون ناب میریز
ای قد کشیده سرنگون شو ۲
آتش به صفات خویش در زن
از هستی خویشتن برون شو ۳
زان سگ بچهای به کتف برگیر
ناگاه به رسته ای درون شو ۴
میگیر درم قفا همی خور
با رندی و عیبها عیون شو ۵
گر مسجد را همی نخوانی
با مهتر تونیان بتون شو ۶
ای مهر درین دلم فزون شو ۱
ای دیده تو خون ناب میریز
ای قد کشیده سرنگون شو ۲
آتش به صفات خویش در زن
از هستی خویشتن برون شو ۳
زان سگ بچهای به کتف برگیر
ناگاه به رسته ای درون شو ۴
میگیر درم قفا همی خور
با رندی و عیبها عیون شو ۵
گر مسجد را همی نخوانی
با مهتر تونیان بتون شو ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۳ - گر خسته دل همی نپسندی بیار رو
گوهر بعدی:غزل ۳۶۵ - خه خه ای جان علیک عینالله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.