هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و وصال معشوق سخن میگوید. او از درد عشق و جدایی مینالد و معشوق را به عنوان تنها دلیل و راه نجات خود میداند. شاعر از بیوفایی دنیا و وفاداری در عشق سخن میگوید و معشوق را به عنوان تنها مایه آرامش و سعادت خود توصیف میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۰۵ - ای راه ترا دلیل دردی
ای راه ترا دلیل دردی
فردی تو و آشنات فردی ۱
از دام تو دانهای و مرغی
در جام تو قطرهای و مردی ۲
بی روی تو روح چیست بادی
با زلف تو شخص کیست گردی ۳
خارست همه جهان و آنگه
روی تو در آن میانه وردی ۴
در کوی تو نیست تشنگان را
جز خاک در تو آبخوردی ۵
در راه تو نیست عاشقان را
جز داعیهٔ تو رهنوردی ۶
در تو که رسد به دستمزدی
تا از تو نبود پایمردی ۷
در عشق تو خود وفا کی آید
از خشک و تری و گرم و سردی ۸
نیکست که آینه نداری
تا هست شفات نیست دردی ۹
از آینهای بدی به دستت
چشم تو ترا به چشم کردی ۱۰
در شهر تو نیست جز سنایی
بیوصل تو جز که یاوه گردی ۱۱
فردی تو و آشنات فردی ۱
از دام تو دانهای و مرغی
در جام تو قطرهای و مردی ۲
بی روی تو روح چیست بادی
با زلف تو شخص کیست گردی ۳
خارست همه جهان و آنگه
روی تو در آن میانه وردی ۴
در کوی تو نیست تشنگان را
جز خاک در تو آبخوردی ۵
در راه تو نیست عاشقان را
جز داعیهٔ تو رهنوردی ۶
در تو که رسد به دستمزدی
تا از تو نبود پایمردی ۷
در عشق تو خود وفا کی آید
از خشک و تری و گرم و سردی ۸
نیکست که آینه نداری
تا هست شفات نیست دردی ۹
از آینهای بدی به دستت
چشم تو ترا به چشم کردی ۱۰
در شهر تو نیست جز سنایی
بیوصل تو جز که یاوه گردی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۴ - صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
گوهر بعدی:غزل ۴۰۶ - تا معتکف راه خرابات نگردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.