هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد عشق و ناکامی می‌گوید. شاعر از بی‌توجهی معشوق، تنهایی، و رنج‌های عاشقانه شکایت دارد و از نبود همدردی و همراهی در این مسیر پررنج اظهار ناراحتی می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند تقدیر، مرگ، و بی‌وفایی دنیا اشاره می‌شود.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه، ناامیدی، و تفکر درباره مرگ است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی موجود در شعر برای سنین پایین نامناسب است.

شماره ۳۰ - درد دگر آن کآه سحر را اثری نیست

درد دگر آن کآه سحر را اثری نیست
آه من از این درد که شب را سحری نیست ۱

گفتم کمرش گیرم و آرم به میان راز
آگه نه از این نکته که او را کمری نیست ۲

احوال دل از طره او پرس که ما را
دیری است کز آن گم شده یک مو خبری نیست ۳

افسوس که از شست قدر تیر حوادث
می آید و جز سینه بدستم سپری نیست ۴

افغان که از مرگ من آگه کندت چون
می میرم و بر بستر من نوحه گری نیست ۵

چندانکه زدم ناله نشد چشم تو بیدار
پنداشتم از طالع من خفته تری نیست ۶

جز درس محبت همه تحصیل و بال است
بپذیر که نافع تر از این مختصری نیست ۷

شاید که بر اشک من و یعقوب بخندد
آنرا که به دل داغ چو یوسف پسری نیست ۸

کالای وفا خوارتر از اهل هنر شد
ای وای به یغما که جز اینش هنری نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹ - به خاک تیره خون دختر رز ریخت از پندت
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - چهره دلبر و من گلگون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.