هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج ناشی از جدایی و عشق نافرجام است. شاعر از سوختن جان و دل در فراق یار میگوید و از بیم جور و ستم معشوق، حتی ایمان و خانهی کیوان را در خطر میبیند. او با اشاره به داستانهای عرفانی و اساطیری، عمق درد خود را نشان میدهد و در نهایت، آرزوی نابودی کلبهی اندوه را میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی کافی از زندگی و روابط انسانی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و اساطیری ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۷۷ - ز هجرانت چنانم جان بسوزد
ز هجرانت چنانم جان بسوزد
که بر جانم دل هجران بسوزد ۱
ز می چون لعل سازی آتشین رنگ
خضر در چشمه حیوان بسوزد ۲
ز جور پاسبانش بیم آن است
که آهم خانه کیوان بسوزد ۳
مده زاهد رهم درکعبه ترسم
ز دود کفر من ایمان بسوزد ۴
ز پیکان تو گفتم دل بسوزم
کنون ترسم ز دل پیکان بسوزد ۵
سبق خوان کتاب عشق جانان
گنه نبود اگر قرآن بسوزد ۶
چو شد یعقوب رخت افکند یغما
الهی کلبه احزان بسوزد ۷
که بر جانم دل هجران بسوزد ۱
ز می چون لعل سازی آتشین رنگ
خضر در چشمه حیوان بسوزد ۲
ز جور پاسبانش بیم آن است
که آهم خانه کیوان بسوزد ۳
مده زاهد رهم درکعبه ترسم
ز دود کفر من ایمان بسوزد ۴
ز پیکان تو گفتم دل بسوزم
کنون ترسم ز دل پیکان بسوزد ۵
سبق خوان کتاب عشق جانان
گنه نبود اگر قرآن بسوزد ۶
چو شد یعقوب رخت افکند یغما
الهی کلبه احزان بسوزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶ - من گرفتم که به عشاق وفا نتوان کرد
گوهر بعدی:شماره ۷۸ - بهل که روی تو از عنبرین نقاب برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.