هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند سفر معنوی، عشق زمینی و الهی، و تضاد بین ظاهر و باطن استفاده می‌کند. شاعر از عناصری مانند زلف، خال سیه، و لب میگون برای توصیف معشوق بهره می‌برد و در نهایت به ستایش اخلاق و کرم می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی قدیمی نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.

شماره ۱۰۰ - خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز

خسرو حسن تو جائی زده بر خرگه ناز
که به صد واسطه آنجا نرسد عرض نیاز ۱

سفر کعبه کنم تا به خرابات رسم
زانکه سالک به حقیقت رسد از راه مجاز ۲

ختم کردم سفر زلف بتان تا چه شود
شب تاریک و محل خطر و راه دراز ۳

هر که آن خال سیه دید و لب میگون گفت
عاقبت فرش ره میکده شد سنگ حجاز ۴

بند بر گردن محمود نهم گر ببرد
نام فتراک غلامان تو با زلف ایاز ۵

همه اوصاف خداوندی از اخلاق و کرم
در تو جمع است دریغا که نه ای بنده نواز ۶

دل یغما رهد از چنبر زلف تو اگر
رستن صعوه میسر شود از چنگل باز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۹ - خردم طبل جنون کوفت ز سودای دگر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - دل بر آن طره چه سود ار ز خطم بستی باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.