هوش مصنوعی: این متن شعری است که از زیبایی‌های طبیعت مانند باده، گل و باد سحری سخن می‌گوید و سپس به مفاهیم عمیق‌تری مانند غم، پیری، رابطه پدر و پسر، و بی‌تأثیری ناله‌های اسیران در دل سنگ می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های ظاهری و باطنی زندگی سخن می‌گوید و در نهایت به هنر و سخنوری اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق و انتزاعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و پیری نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.

شماره ۱۳۷ - باده صافی و بوی گل و باد سحری

باده صافی و بوی گل و باد سحری
گر ز خویشت خبری هست زهی بی‌خبری ۱

بنگر آن قامت و رخسار که گوئی بسته است
بر سر سرو روان دسته گلبرگ طری ۲

باده پیش آر مگر قوت غساله می
سازدم پاک ز آلایش ضعف بشری ۳

روزگار غم شاهد صنمان پیرم کرد
کودکی کو که کنم من پدری او پسری ۴

بر طریقی که خورم من غم زیبا پسران
پیر کنعان نکند در حق یوسف پدری ۵

در دل سخت چو سنگش عجبی نیست که نیست
ناله زار اسیران بلا را اثری ۶

که کند گونه ابکار سخن را یغما
خوشتر از ماشطه کلک تو پیرایه‌گری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - تو بدستی که به تیر مژه دل می شکری
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - روم به جلد سگ پاسبان که گاه به گاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.