هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، درد فراق، و ناامیدی سخن میگوید. او از زیبایی معشوق، رنجهای عشق، و بیپناهی خود در برابر این احساسات پرده برمیدارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند فتنههای دنیا، پناه بردن به خرابات، و بیاعتباری دنیا دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'فتنه سپهر' و 'ملجای خرابات' نیاز به درک ادبی و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۱۳۹ - دل از خیال زنخدانت اوفتاد به راهی
دل از خیال زنخدانت اوفتاد به راهی
که اولین قدمم باید اوفتاد به چاهی ۱
چو آورد ببر لب، کمند زلف معقرب
فسون گری است تو گوئی گرفته مار سیاهی ۲
نیاز ما اگر این است و بی نیازی خوبان
چه لابه ای و چه عجزی چه ناله ای و چه آهی ۳
به خاک کوی توام از سحاب دیده چه حاصل
که غیر خار ملامت نپرورید گیاهی ۴
ز خنده های تو ای باده بزم شد چو بهشتم
ثواب گریه زاهد فدای چون تو گناهی ۵
ز بار ضعف فرو مانده ام ز قافله افغان
اگر سرشک نگیرد به محملش سر راهی ۶
به شرع غمزه مکن داوری که قاضی ترکش
به یک محاکمه صد خون کند بدون گواهی ۷
کسی ز حال دلم آگه است و آن صف مژگان
که صید مضطر بی دیده در میان سپاهی ۸
هزار سال نروید به صد لطیفه نیارد
زمین به قد تو سروی فلک به روی تو ماهی ۹
به حکم تجربه از فتنه سپهر ندیدم
جز آستان خرابات ملجای و پناهی ۱۰
حکایت از دل یغما و از چه زنخی کن
حدیث غیر فروهل چه یوسفی و چه چاهی ۱۱
که اولین قدمم باید اوفتاد به چاهی ۱
چو آورد ببر لب، کمند زلف معقرب
فسون گری است تو گوئی گرفته مار سیاهی ۲
نیاز ما اگر این است و بی نیازی خوبان
چه لابه ای و چه عجزی چه ناله ای و چه آهی ۳
به خاک کوی توام از سحاب دیده چه حاصل
که غیر خار ملامت نپرورید گیاهی ۴
ز خنده های تو ای باده بزم شد چو بهشتم
ثواب گریه زاهد فدای چون تو گناهی ۵
ز بار ضعف فرو مانده ام ز قافله افغان
اگر سرشک نگیرد به محملش سر راهی ۶
به شرع غمزه مکن داوری که قاضی ترکش
به یک محاکمه صد خون کند بدون گواهی ۷
کسی ز حال دلم آگه است و آن صف مژگان
که صید مضطر بی دیده در میان سپاهی ۸
هزار سال نروید به صد لطیفه نیارد
زمین به قد تو سروی فلک به روی تو ماهی ۹
به حکم تجربه از فتنه سپهر ندیدم
جز آستان خرابات ملجای و پناهی ۱۰
حکایت از دل یغما و از چه زنخی کن
حدیث غیر فروهل چه یوسفی و چه چاهی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - روم به جلد سگ پاسبان که گاه به گاهی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - وطن ناچار رندان را چو در میخانه بایستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.