هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و غنایی است که در آن شاعر از درد و رنج زندگی سخن میگوید و از ساقی میخواهد تا با شراب (نماد عشق و مستی معنوی) او را از این غمها رها کند. مفاهیمی مانند عشق، رنج، مستی، قیامت، رحمت الهی و گذر عمر در آن دیده میشود.
رده سنی:
18+
این متن دارای مضامین عرفانی و فلسفی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 18 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشارههای مکرر به شراب و مستی نیازمند سطحی از بلوغ فکری برای درک نمادین آن است.
شماره ۱۴۸ - دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
به سر پیر مغان باده بیار ای ساقی ۱
می مباح است به فردای قیامت گویند
شب غم نیست کم از روز شمار ای ساقی ۲
ته پیمانه مستان به من افشان که سحاب
داد فیضی که به گل داد بخار ای ساقی ۳
بنشین تا ز میان شور طرب بر خیزد
خیز تا غم بنشیند به کنار ای ساقی ۴
می مهاراست و خرد بختی دیوانه بیار
بهر این بختی دیوانه مهار ای ساقی ۵
واعظم بیم کند از سخط بار خدای
به سر رحمت او باده بیار ای ساقی ۶
گردش دور فلک بین و بگردیدن جام
عمر در وجه تعلل مگذار ای ساقی ۷
میکده دجله و می رحمت و تو ابرکرم
میکشان خاربن تشنه ببار ای ساقی ۸
جان یغما همه از حسرت جامی است به لب
چشم در راهش از این بیش مدار ای ساقی ۹
به سر پیر مغان باده بیار ای ساقی ۱
می مباح است به فردای قیامت گویند
شب غم نیست کم از روز شمار ای ساقی ۲
ته پیمانه مستان به من افشان که سحاب
داد فیضی که به گل داد بخار ای ساقی ۳
بنشین تا ز میان شور طرب بر خیزد
خیز تا غم بنشیند به کنار ای ساقی ۴
می مهاراست و خرد بختی دیوانه بیار
بهر این بختی دیوانه مهار ای ساقی ۵
واعظم بیم کند از سخط بار خدای
به سر رحمت او باده بیار ای ساقی ۶
گردش دور فلک بین و بگردیدن جام
عمر در وجه تعلل مگذار ای ساقی ۷
میکده دجله و می رحمت و تو ابرکرم
میکشان خاربن تشنه ببار ای ساقی ۸
جان یغما همه از حسرت جامی است به لب
چشم در راهش از این بیش مدار ای ساقی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۷ - دل از لقای تو گفتم رسد به تمکینی
گوهر بعدی:شماره ۱۴۹ - شد فاش در آفاقم آوازه شیدائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.