خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن روایتگر زنی سرباز و بیپروا است که به دنبال ثروت و لذتهای دنیوی میرود. او از هیچ کس و هیچ چیز پروایی ندارد، به دنبال جمعآوری مال و ثروت است، و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نمیکند. متن به توصیف شخصیت بیقید و بند او و اعمالش در شهرها و کاخها میپردازد.
این متن دارای مفاهیم پیچیدهای از جمله نقد اجتماعی، اخلاقیات، و توصیف رفتارهای غیرمتعارف است که برای درک کامل آن، خواننده باید از بلوغ فکری و تجربه کافی برخوردار باشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تفسیر داشته باشند که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
شماره ۷ - زنی بود سرباز قلبیک را
زنی بود سرباز قلبیک را
که بر آسمان رگ زدی کیک را ۱
نه پرهیزی از کس نه پروای شوی
به شب بارگی یار هر کاخ و کوی ۲
به سمنان در ازگاه نه تا نود
تن آسا ز اندیشه نیک و بد ۳
نماند از پی کام دل ناشمرد
کریچی که در وی نخفت و نخورد ۴
از این سوی یل گر پی آن سوی بلخ
بهر مایه مردم چه شیرین چه تلخ ۵
پی خاره ایران سندان سپار
نزد پی چنو شبرو ایرخوار ۶
چه از مزد... پس چه از نیا و پدر
فزون داشت از مصطفی سیم و زر ۷
زده تا بسی بیش و کم تند ورام
زر اندوختی پخته از سیم خام ۸
ز سی تا چهل شوخ شیرین نهاد
شمارستد رایگان کرد و داد ۹
توانش نه زن خواند و نی مرد گفت
هر آنکو نخواهد... سو ...یر مفت ۱۰
بت سیم تن چون فراتر نهاد
زچل پای دستی به زر برگشاد ۱۱
نمودی بهرگادنی سخت و سست
نیاز ...س پاره مشتی درست ۱۲
هر آنکش سه زهواره شش میخه زور
گزین و گزاینده و گرده شور ۱۳
سبک خیز و دیرافت و سندان سپار
کلفت و کلا سخت و زهدان فشار ۱۴
بجای درستش پی دسترنج
فشاندی بپا در درم گنج گنج ۱۵
«لتیبار» و «ناسار» تا «شاهجوی»
درون شهر و بیرون هر کاخ و کوی ۱۶
از آن قرچی پیش و پس شاخ شاخ
در افتاد آوازه ژرف و فراخ ۱۷
که بر آسمان رگ زدی کیک را ۱
نه پرهیزی از کس نه پروای شوی
به شب بارگی یار هر کاخ و کوی ۲
به سمنان در ازگاه نه تا نود
تن آسا ز اندیشه نیک و بد ۳
نماند از پی کام دل ناشمرد
کریچی که در وی نخفت و نخورد ۴
از این سوی یل گر پی آن سوی بلخ
بهر مایه مردم چه شیرین چه تلخ ۵
پی خاره ایران سندان سپار
نزد پی چنو شبرو ایرخوار ۶
چه از مزد... پس چه از نیا و پدر
فزون داشت از مصطفی سیم و زر ۷
زده تا بسی بیش و کم تند ورام
زر اندوختی پخته از سیم خام ۸
ز سی تا چهل شوخ شیرین نهاد
شمارستد رایگان کرد و داد ۹
توانش نه زن خواند و نی مرد گفت
هر آنکو نخواهد... سو ...یر مفت ۱۰
بت سیم تن چون فراتر نهاد
زچل پای دستی به زر برگشاد ۱۱
نمودی بهرگادنی سخت و سست
نیاز ...س پاره مشتی درست ۱۲
هر آنکش سه زهواره شش میخه زور
گزین و گزاینده و گرده شور ۱۳
سبک خیز و دیرافت و سندان سپار
کلفت و کلا سخت و زهدان فشار ۱۴
بجای درستش پی دسترنج
فشاندی بپا در درم گنج گنج ۱۵
«لتیبار» و «ناسار» تا «شاهجوی»
درون شهر و بیرون هر کاخ و کوی ۱۶
از آن قرچی پیش و پس شاخ شاخ
در افتاد آوازه ژرف و فراخ ۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶ - زکلکت یکم ناله آمد به گوش
بعدی:مراثی و نوحهها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.