هوش مصنوعی:
نویسنده از دیدار با حاجی ابوالقاسم فرخ و دریافت هدیهای از او که به گفتهاش دلهای خسته را نوید میدهد، ابراز خوشحالی میکند. او همچنین از دریافت پیامی از بندگان خان و پذیرش فرمان بدون درنگ سخن میگوید و در پایان به تماشای چمنی زیبا و خواندن شعری درباره آرزوهای بیدلان میپردازد.
رده سنی:
15+
متن دارای واژگان و مفاهیم ادبی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۳۱ - به یکی از دوستان نگاشته
شنیدم جهان دانش و مردمی حاجی ابوالقاسم فر خجسته دیدار ارزانی داشته اند، و گردن و دوش من بنده و سرکار را از فرخ رسید خود که دل های خسته را نوید است و درهای بسته را کلید، سپاسی سهلان سنگ گذاشته اند. بامدادان دریافت همایون دیدارش را گام گذار و پویه شمار بودم. از آن پیش که رخش به درگاه و رخت به فرگاه رسد،فرستاده بندگان خان فراز آمد و نوشته ای که بی هیچ درنگم خواسته بود باز سپرد، پهنه پوزش تنگ دیدم و باره سرکشی لنگ، بی سخن پذیرش فرمان را راه اندیش آن فرخ انجمن گشتم و تماشا سگال آن خرم چمن، شعر:
۱
فرشته ای است بر این بام لاجورد اندود
که پیش آرزوی بی دلان کشد دیوار ۲
هر هنگامم از بزم مینو آئین سرکارش فرمان بازگشت افتاد، نماز اندیش و نیازانگیز کوی امید که بهشت جاوید است خواهم شد. ۳
فرشته ای است بر این بام لاجورد اندود
که پیش آرزوی بی دلان کشد دیوار ۲
هر هنگامم از بزم مینو آئین سرکارش فرمان بازگشت افتاد، نماز اندیش و نیازانگیز کوی امید که بهشت جاوید است خواهم شد. ۳
تعداد ابیات: ۱
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۰ - به یکی از فرزندان خویش نگاشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۲ - به یکی از آشنایان نگاشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.