هوش مصنوعی:
متن وصیتنامهای از ابوالحسن یغما است که در آن به موضوعاتی مانند معاش و معاد، حمایت از فرزندش احمد، درخواست کمک برای تربیت ابراهیم، انتقال نعش به اعتاب علیه، و درخواست حمایت از سرکار کشته نینوا اشاره شده است. او از خداوند میخواهد که او را از گرفتاریها نجات دهد و از حامیانش تشکر میکند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عمیق مذهبی و عرفانی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی عبارات ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامفهوم یا سنگین باشد.
شمارهٔ ۳۱ - وصیت نامه دیگری در دو قسمت
به تحقیق بدانید آنچه هست در کار معاش و معاد من به خصوص معاد من، فرزندی احمد است و آنچه نیست من اگر بر جای ملک نقاله پس از دم رحلت بر زمین کوفتن، ریسمان بر لنگ من ببندد و از پیشگاه سرکار کشته نینوا سلام الله علیه به دخمه گاه ابوحنیفه که درکات گرفتاری است اندازد، با او حرف و ایرادی ندارم. هر قدر افزون در حمایت او کوشند، هم چنان کم است. کار اندیش مردانگی و مروت باش. مرا از باطلاق گور به. گوری رهایی بخش، و او را از خلاب گرفتاری آزاد کن. ابراهیم را تازه تربیت می کنم، ترا خدا قسم دستیار من باش تا سیم مرد راستین سلسله و ساعد آستین اسلام طایفه شود.
رد مظالم و داستان حجه خود و انتقال نعش خود را اعم از حیات و ممات به اعتاب علیه کشته نینوا از سرکار طمع دارم. معین و دستیار اوباش. و مرا از این چند تشویش آزاد کن. سایر آداب وصایای مرا نیز اگر پایمرد و حامی او باشند تا پای علم سبز پاک پیمبر سپاسدار و ستایش گزار خواهم بود. من هم در خورد تاب و توان رای اندیش انجام خدمات سرکار خواهم شد چه کنم که به چاکری و بندگی سرکار در چربد. بنده خاکسار ابوالحسن یغما.
رد مظالم و داستان حجه خود و انتقال نعش خود را اعم از حیات و ممات به اعتاب علیه کشته نینوا از سرکار طمع دارم. معین و دستیار اوباش. و مرا از این چند تشویش آزاد کن. سایر آداب وصایای مرا نیز اگر پایمرد و حامی او باشند تا پای علم سبز پاک پیمبر سپاسدار و ستایش گزار خواهم بود. من هم در خورد تاب و توان رای اندیش انجام خدمات سرکار خواهم شد چه کنم که به چاکری و بندگی سرکار در چربد. بنده خاکسار ابوالحسن یغما.
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - میرزا جان من از ده سالگی تا امروز هرگز جندق را تهی از آسوده مردی و خداوند دردی ن
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - سرکار خواجه باشی را بنده ام و به یکتائی پرستنده. دو نامی نامه و چند لوله تریاک و
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.