هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر غم و اندوه عمیق شاعر است که در دل او جای گرفته و به نظر نمیرسد التیامی برای آن وجود داشته باشد. شاعر از عشق و دلتنگی سخن میگوید و احساس میکند که غم او بیپایان است. او از ناتوانی در بیان دردهایش میگوید و به تصاویری مانند دریا و قطره اشاره میکند تا وسعت رنج خود را نشان دهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۹۱ - غمی دارم به دل مدغم که در عالم نمیگنجد
غمی دارم به دل مدغم که در عالم نمیگنجد
دلی دارم به غم توأم که در آدم نمیگنجد ۱
ز مرهمها، جراحتها، پذیرند التیام آخر
مرا جانسوز زخمی، کاندر او مرهم نمیگنجد ۲
الهی ای غم دلبر، فزون گردی به دل گرچه،
مرا هرگز ز دلتنگی به دل جز غم نمیگنجد ۳
دهانت قطره و در سینهام دل، لجهای پرخون
عجب دارم چرا کان قطره اندر یم نمیگنجد ۴
به دریا کی توانم داد جا سیل سرشکم را
بوّد پیدا بر دانا، که یم در یم نمیگنجد ۵
برون افتاد افسر، طفل فکر بکرت از پرده
که عیسی تا ابد در دامن مریم نمیگنجد ۶
دلی دارم به غم توأم که در آدم نمیگنجد ۱
ز مرهمها، جراحتها، پذیرند التیام آخر
مرا جانسوز زخمی، کاندر او مرهم نمیگنجد ۲
الهی ای غم دلبر، فزون گردی به دل گرچه،
مرا هرگز ز دلتنگی به دل جز غم نمیگنجد ۳
دهانت قطره و در سینهام دل، لجهای پرخون
عجب دارم چرا کان قطره اندر یم نمیگنجد ۴
به دریا کی توانم داد جا سیل سرشکم را
بوّد پیدا بر دانا، که یم در یم نمیگنجد ۵
برون افتاد افسر، طفل فکر بکرت از پرده
که عیسی تا ابد در دامن مریم نمیگنجد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰ - خط تو هالهصفت، ماه در میان دارد
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - زین سان که آن پیمانگسل، آغاز دستان میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.