هوش مصنوعی:
شاعر از احساس گرمای تب و سردی لب در فراق معشوق سخن میگوید و مرگ را همدم خود در این شبهای دوری میداند. او از این وضعیت عجیب و دردناک ابراز شگفتی میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، فراق، رنج و مرگ است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. این مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
رباعی ۲۳ - تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب ۱
مرگست ندیمم از فراقت همه شب
تب با تو و مرگ با من این هست عجب ۲
گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب ۱
مرگست ندیمم از فراقت همه شب
تب با تو و مرگ با من این هست عجب ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۲ - نیلوفر و لاله هر دو بیهیچ سبب
گوهر بعدی:رباعی ۲۴ - از روی تو و زلف تو روز آمد و شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.