هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، درد فراق و تلخیهای عشق سخن میگوید. شاعر از معشوق شکایت دارد که با وجود وعدههای شیرین، زهر غم و هجران میدهد و او را در دریایی از اندوه و ناامیدی غرق میکند. همچنین، اشارهای به افسانهی مجنون و لیلی دارد که نشاندهندهی عشقی دیوانهوار و بیپایان است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و دردهای روحی ناشی از عشق نافرجام است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به دیوانگی و هلاکت (مانند ابیات مربوط به زهر و هلاک) ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۳ - تا کی خبر ز روز سفر می دهی مرا
تا کی خبر ز روز سفر می دهی مرا
از روز مرگ من چه خبر می دهی مرا ۱
این حرف تلخ زان لب شیرین چه می زنی
زهر از چه در میان شکر می دهی مرا ۲
در بزم وصل قصه ی هجران چه می کنی
خون جگر ز ساغر زر می دهی مرا ۳
طعم هلاک می دهد این زهر غم که تو
جامی نخورده جام دگر می دهی مرا ۴
تو سرو سرکشی و من آن ساده باغبان
کاندیشه می کنم که ثمر می دهی مرا ۵
مگذار پا ز شهر برون ای پسر که سر
مجنون صفت به کوه و کمر می دهی مرا ۶
گر مژده ی نرفتن او می دهی به من
بر خیل غم رفیق ظفر می دهی مرا ۷
از روز مرگ من چه خبر می دهی مرا ۱
این حرف تلخ زان لب شیرین چه می زنی
زهر از چه در میان شکر می دهی مرا ۲
در بزم وصل قصه ی هجران چه می کنی
خون جگر ز ساغر زر می دهی مرا ۳
طعم هلاک می دهد این زهر غم که تو
جامی نخورده جام دگر می دهی مرا ۴
تو سرو سرکشی و من آن ساده باغبان
کاندیشه می کنم که ثمر می دهی مرا ۵
مگذار پا ز شهر برون ای پسر که سر
مجنون صفت به کوه و کمر می دهی مرا ۶
گر مژده ی نرفتن او می دهی به من
بر خیل غم رفیق ظفر می دهی مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - هستم ز کوی آن بت گل پیرهن جدا
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - راضیم هر چه می داری به این خواری مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.