هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و وفاداری خود سخن میگوید، در حالی که از بیوفایی معشوق شکایت دارد. او با وجود رنجهای فراوان، هنوز دل در گرو عشق معشوق دارد و از جفاهای او مینالد. شاعر معشوق را سلطان عالم میخواند، حتی اگر به او بیاعتنایی کند، و از رشک و حسادت خود به هر چیزی که به معشوق نزدیک است، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۷ - جانم ز تن درآمد و در سر هوای تست
جانم ز تن درآمد و در سر هوای تست
خاکم به باد رفت و هنوزم هوای توست ۱
چاکم به دل اگر چه ز تیغ جفای تست
در دل مرا هنوز هوای وفای تست ۲
ای بی وفا چنانکه تو بیگانه دوستی
ای وای بر کسی که دلش آشنای تست ۳
کم کن جفا به عاشق خود شاه من که او
سلطان عالمست اگر چه گدای تست ۴
پا بر زمین منه که برد رشک چشم من
بر خاک آن زمین، که بر او نقش پای تست ۵
دشنامی از زبان تو تا نشنود رفیق
شد مدتی که ورد زبانش دعای تست ۶
خاکم به باد رفت و هنوزم هوای توست ۱
چاکم به دل اگر چه ز تیغ جفای تست
در دل مرا هنوز هوای وفای تست ۲
ای بی وفا چنانکه تو بیگانه دوستی
ای وای بر کسی که دلش آشنای تست ۳
کم کن جفا به عاشق خود شاه من که او
سلطان عالمست اگر چه گدای تست ۴
پا بر زمین منه که برد رشک چشم من
بر خاک آن زمین، که بر او نقش پای تست ۵
دشنامی از زبان تو تا نشنود رفیق
شد مدتی که ورد زبانش دعای تست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - زاهد به جرم مستی عشقم، شتاب چیست
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - تو گر خون ریزیم ممنونم ای دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.