هوش مصنوعی: شاعر در این متن از رنج‌های عاشقانه و بی‌وفایی معشوق شکایت می‌کند. او از درد فراق، بی‌رحمی معشوق و نبود رسم وفاداری و دلجویی گله می‌کند و احساس تنهایی و غم عمیق خود را بیان می‌دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد فراق و احساسات پیچیده است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.

شماره ۵۱ - جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست

جز جفاکار تو با من ز جفا کاری نیست
مکن ای یار که این رسم و ره یاری نیست ۱

شد دلم خون ز غم و دلبر بی رحم مرا
رسم دلجویی و آئین وفاداری نیست ۲

ماجرای دل پرخون به که گویم که کسی
نیست کز دیده ی او خون ز غمش جاری نیست ۳

رفت تا از بزم آن ماه چو شمع از تف دل
کار من شب همه شب غیر شررباری نیست ۴

دولت وصل تو در خواب گهی هست مرا
حیف کاین واقعه در عالم بیداری نیست ۵

خنده بر گریه من می کنی و معذوری
که هنوزت خبر از درد گرفتاری نیست ۶

دو سه روزی که رفیق از سر کویت رفته است
آن چنان رفته ز یاد تو که پنداری نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۰ - بی قرارم از فراق یار یار من کجاست
گوهر بعدی:شماره ۵۲ - صد جفا بر دلم از یار جفاکاری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.