هوش مصنوعی: این شعر از درد و رنج‌های عشق و زندگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که در دنیای عشق، خورد و خواب معنای دیگری دارد. شاعر از غم و درد به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی یاد می‌کند و به خواننده توصیه می‌کند که مانند یک مرد از دنیا بگذرد، چرا‌که دنیا هر روز با فردی نامرد در ارتباط است. همچنین، او از دفتر شعر دوستش تعریف می‌کند و می‌گوید هر صفحه‌اش از دیگری بهتر است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۶۵ - بیمار درد را که دوا درد دیگر است

بیمار درد را که دوا درد دیگر است
هر ساعتش ز درد رخ زرد دیگر است ۱

در کشوری که عشق بود خورد و خواب نیست
ور نیز هست، خواب دگر خورد دیگر است ۲

آنم که هر دمم به غم آباد جان و دل
از کاروان درد، رهاورد دیگر است ۳

گر نیستش به غیر سر آشتی دگر
هر لحظه با منش ز چه ناورد دیگر است ۴

مردانه بگذر از سر دنیا که این عجوز
هر روز در حباله ی نامرد دیگر است ۵

دیدم تمام دفتر شعر ترا رفیق
هر فرد این کتاب به از فرد دیگر است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۴ - بهر تو مرا پیشکشی جز دل و جان نیست
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - فصل گل شد، سیر باغ و بوستانم آرزوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.