هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، تنهایی، دیوانگی و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. شاعر از ویرانهها، گنجهای پنهان، و بیگانگی سخن میگوید و احساسات عمیق خود را دربارهٔ آشنا و بیگانه بیان میکند. او از زندگی پر از افسانه و قصه میگوید و به دنبال آرامش در میان آشفتگی است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به دیوانگی و بیگانگی نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر دارد.
شماره ۷۱ - چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
چه باشد گر ترا ویرانه ی من خانه ای باشد
تو گنجی گنج را جا گوشه ی ویرانه ای باشد ۱
نباشد بزم تو جای من دیوانه جای من
به کنج گلخنی یا گوشه ی ویرانه ای باشد ۲
ز پا اندازدم اندوه دوران گرنه یک ساعت
به دستم شیشه ای یا بر کفم پیمانه ای باشد ۳
نباشد آشنا گر با من آن بیگانه وش، بهتر
که شب با آشنایی روز با بیگانه ای باشد ۴
کجا ماند نهان راز من رسوا اگر از من
به هر سو قصه ای و هر طرف افسانه ای باشد ۵
مکن منعم بکوی آن پری، گر باشم آشفته
که در هر جا پریروئی بود دیوانه ای باشد ۶
نباشد جا اگر در خانه اش ما را رفیق آن بس
که در شهری که باشد خانه ی او، خانه ای باشد ۷
تو گنجی گنج را جا گوشه ی ویرانه ای باشد ۱
نباشد بزم تو جای من دیوانه جای من
به کنج گلخنی یا گوشه ی ویرانه ای باشد ۲
ز پا اندازدم اندوه دوران گرنه یک ساعت
به دستم شیشه ای یا بر کفم پیمانه ای باشد ۳
نباشد آشنا گر با من آن بیگانه وش، بهتر
که شب با آشنایی روز با بیگانه ای باشد ۴
کجا ماند نهان راز من رسوا اگر از من
به هر سو قصه ای و هر طرف افسانه ای باشد ۵
مکن منعم بکوی آن پری، گر باشم آشفته
که در هر جا پریروئی بود دیوانه ای باشد ۶
نباشد جا اگر در خانه اش ما را رفیق آن بس
که در شهری که باشد خانه ی او، خانه ای باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - کی به حسن آن که پریچهره و مهوش باشد
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - مرا در جسم تا جان آفریدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.