هوش مصنوعی: این شعر از درد هجران و فراق معشوق می‌گوید. شاعر از شب‌های سخت دوری و انتظار گذشتن معشوق از کوی خود سخن می‌گوید. او امیدوار است که روزی معشوق از آنجا بگذرد و به او توجه کند. همچنین، شاعر از بی‌وفایی معشوق گله کرده و از ناصحان می‌خواهد که او را آگاه کنند. در پایان، شاعر از درد عشق و نیاز به درمان سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل موضوعات عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۱۰۴ - دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد

دانی که از هجران تو بر ما چه شب‌ها بگذرد
یک شب ز هجر چون تویی گر بر تو چون ما بگذرد ۱

هر جا که روزی دیده ام کان سرو بالا بگذرد
هر روز آنجا بگذرم شاید که آنجا بگذرد ۲

هر روز و هر شب بگذرم تنها به کوی او که او
شاید که روزی یا شبی زان راه تنها بگذرد ۳

او نگذرد سوی من و هر روز من در راه او
کامروز سوی من اگر نگذشت فردا بگذرد ۴

ناصح ز کوی آن پسر منعم تواند کرد اگر
او را فتد روزی گذر آنجا وز آنجا بگذرد ۵

از سختی جان کندنم آگه کنید آن شوخ را
طفلست شاید بر سرم بهر تماشا بگذرد ۶

درمان دردم کن کنون ورنه پشیمان می شوی
وقتی که بیمار تو را کار از مداوا بگذرد ۷

با ما بساز ای بی وفا روز و شبی کز بعد ما
بسیار آید روزها، بسیار شب‌ها بگذرد ۸

نالد چو قمری هر طرف مرغ دلم از شوق او
دامن کشان هر جا رفیق آن سرو رعنا بگذرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - مگر از سینه ی من دل برآید
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - مرا با یار خود ای کاش بگذارند و کار خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.