هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از درد عشق و بیتوجهی معشوق شکایت میکند. او از سنگدلی معشوق و تأثیرناپذیری او از نالههای عاشق میگوید و از رنجی که عشق به او تحمیل کرده سخن میگوید. شاعر همچنین از تنهایی و تاریکی شبهای خود مینالد و آرزوی دیدار معشوق را دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و غم ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۱۱۷ - به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد
به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد
که ز عاشقان سپاهی سر رهگذر ندارد ۱
سر ما و خاک راهش ز سر نیازمندی
اگر او ز ناز دارد سر ما و گر ندارد ۲
دل سنگ رخنه سازم به فغان دل چه سازم
به تو سنگدل که آهم به دلت اثر ندارد ۳
چه بلاست عشقت ای گل که به باغ و راغ مرغی
نبود چو من که خاری ز تو در جگر ندارد ۴
به بهای بوسه ای جان به تو می فروشم از من
بجز این متاع نفع ار نکند ضرر ندارد ۵
خبری که عشق گوید به زبان غیر با تو
مشنو کز این سخن ها دل من خبر ندارد ۶
سحری رفیق باشد ز قفای هر شب اما
شب ما سیاهروزان ز قفا سحر ندارد ۷
که ز عاشقان سپاهی سر رهگذر ندارد ۱
سر ما و خاک راهش ز سر نیازمندی
اگر او ز ناز دارد سر ما و گر ندارد ۲
دل سنگ رخنه سازم به فغان دل چه سازم
به تو سنگدل که آهم به دلت اثر ندارد ۳
چه بلاست عشقت ای گل که به باغ و راغ مرغی
نبود چو من که خاری ز تو در جگر ندارد ۴
به بهای بوسه ای جان به تو می فروشم از من
بجز این متاع نفع ار نکند ضرر ندارد ۵
خبری که عشق گوید به زبان غیر با تو
مشنو کز این سخن ها دل من خبر ندارد ۶
سحری رفیق باشد ز قفای هر شب اما
شب ما سیاهروزان ز قفا سحر ندارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - ای کرده ز خود بی خبرت یاد خداداد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.