هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از فراق و دوری معشوق شکایت میکند و بیان میکند که یاد معشوق هرگز از دلش بیرون نرفته است. او از عدم حضور معشوق در زندگیاش ناراحت است و اشاره میکند که نامههای فراوانی فرستاده اما پاسخی دریافت نکرده است. همچنین، شاعر به این موضوع اشاره دارد که در راه عشق، بسیاری از رفقا گم شدهاند و دیگر بازنگشتهاند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۱۸ - هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
هرگز به دلم یاد تو ای ماه نیامد
کز دل به لبم ناله ی جانکاه نیامد ۱
در خانه ام آن ماه نیامد عجبی نیست
در خانه ی درویش اگر شاه نیامد ۲
بر هر سر راهی که مرا دید از آن پس
بار دگر آن شوخ از آن راه نیامد ۳
گاهی بر من آمدی آن ماه ولی غیر
تا کرد ز حال منش آگاه نیامد ۴
نشیند کسی ناله ی زارم شب هجران
کز ناله یب جان سوز منش آه نیامد ۵
دیگر چه به او نامه فرستم که فرستاد
صد نامه که می آیم و آن گاه نیامد ۶
گم گشت رفیق ار به ره عشق عجب نیست
هر کس به سفر رفت از این راه نیامد ۷
کز دل به لبم ناله ی جانکاه نیامد ۱
در خانه ام آن ماه نیامد عجبی نیست
در خانه ی درویش اگر شاه نیامد ۲
بر هر سر راهی که مرا دید از آن پس
بار دگر آن شوخ از آن راه نیامد ۳
گاهی بر من آمدی آن ماه ولی غیر
تا کرد ز حال منش آگاه نیامد ۴
نشیند کسی ناله ی زارم شب هجران
کز ناله یب جان سوز منش آه نیامد ۵
دیگر چه به او نامه فرستم که فرستاد
صد نامه که می آیم و آن گاه نیامد ۶
گم گشت رفیق ار به ره عشق عجب نیست
هر کس به سفر رفت از این راه نیامد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - به رهی چو پادشاهان گذر آن پسر ندارد
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.