هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از انتظار بی‌پایان خود برای یار و ناامیدی‌های پی در پی می‌گوید. او از شب‌های تار و تنهایی، بی‌وفایی یار، و ضعف و ناتوانی خود سخن می‌گوید. هر بار امیدوار می‌شود که یار به سویش بازگردد، اما هر بار ناامید می‌شود. این شعر بیانگر درد عشق نافرجام و رنج‌های روحی ناشی از آن است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ای است که با درد و ناامیدی همراه است. درک این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد و ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۳۲ - چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد

چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
بگذشت روز و شمع شب تار من نیامد ۱

مه من که بود شمع شب تار من ندانم
که پس ار وفات من چون به مزار من نیامد ۲

ز کنار غیر گفتم به کنارم آید اما
ز کنار او نرفت و به کنار من نیامد ۳

به رهت ز بیقراران بسی آمدند اما
به ره تو بیقراری به قرار من نیامد ۴

نه همین نیامدم من ز پیت که از ضعیفی
ز پی تو آمدن هم ز غبار من نیامد ۵

منم آن ضعیف صیدی که ز ننگ لاغریها
ز شکار افکنان کس به شکار من نیامد ۶

ز وفا رفیق گفتم که به کارم آید اما
که گذشت کارم از کار و به کار من نیامد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۱ - گلعذاران نگار من نگرید
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳ - گر از دل و جان صبر و سکون شد شده باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.