هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از ناشادی و ناامیدی شاعر سخن میگوید. او از بیتوجهی دیگران به رنجهایش، وعدههای بیپایه و ناکامی در عشق شکایت دارد. شاعر از قفس زندگی خود و ناتوانی در پرواز میگوید و از عشقی نافرجام یاد میکند که تنها یادآور درد بوده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شماره ۱۳۸ - شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
شد ز ناشادی من شاد و مرا شاد نکرد ۱
ناله ی من اثری در دل صیاد نکرد
پر و بالم نگشود از قفس آزاد نکرد ۲
آه از آن شوخ که صد کشور آباد به جور
کرد ویرانه و ویرانه ای آباد نکرد ۳
شاه بیدادگر من به گدایی هرگز
وعده ی داد نفرمود که بیداد نکرد ۴
ای بسا مرغ دل و طایر جان کان صیاد
در قفس کرد و یکی از قفس آزاد نکرد ۵
دید چون حسن تو و عشق من آنکو همه عمر
جز ز شیرین و ز فرهاد ز کس یاد نکرد ۶
پس از آن چشم به نقش رخ شیرین نگشود
بعد از این گوش به افسانه ی فرهاد نکرد ۷
غیر تو حور لقا جز تو پریزاد رفیق
مایل حور نشد میل پریزاد نکرد ۸
شد ز ناشادی من شاد و مرا شاد نکرد ۱
ناله ی من اثری در دل صیاد نکرد
پر و بالم نگشود از قفس آزاد نکرد ۲
آه از آن شوخ که صد کشور آباد به جور
کرد ویرانه و ویرانه ای آباد نکرد ۳
شاه بیدادگر من به گدایی هرگز
وعده ی داد نفرمود که بیداد نکرد ۴
ای بسا مرغ دل و طایر جان کان صیاد
در قفس کرد و یکی از قفس آزاد نکرد ۵
دید چون حسن تو و عشق من آنکو همه عمر
جز ز شیرین و ز فرهاد ز کس یاد نکرد ۶
پس از آن چشم به نقش رخ شیرین نگشود
بعد از این گوش به افسانه ی فرهاد نکرد ۷
غیر تو حور لقا جز تو پریزاد رفیق
مایل حور نشد میل پریزاد نکرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - قاتل من ترک قتل بی گناهی هم نکرد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.