هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق ناکام و درد فراق میگوید. او بیان میکند که دلبستگی به معشوق سهیقد و رعنا از جان و تنش جدا نمیشود، حتی اگر دیگران بتوانند از چنین عشقی بگذرند. شاعر از عمری که در راه عشق به هدر داده ابراز پشیمانی میکند و درد دوری را با وجود تلاش برای رهایی، همچنان در خود احساس میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۴۰ - ز ما ترک سهیقدان رعنا برنمیآید
ز ما ترک سهیقدان رعنا برنمیآید
اگر از غیر برمیآید از ما برنمیآید ۱
تنم شد خاک و در دل خارخار گلرخان باقی
گلم از گل برآمد خارم از پا برنمیآید ۲
به ناکامی نمودم عمر صرف وی ندانستم
که برمیآید از وی کام من یا برنمیآید ۳
مکن چندین تمنای محل وصل او ای دل
که این گوهر ز کان وین در ز دریا برنمیآید ۴
رفیق از جسم برمیآیدم این جان غمپیشه
خلاصم میکند زین غصه اما برنمیآید ۵
اگر از غیر برمیآید از ما برنمیآید ۱
تنم شد خاک و در دل خارخار گلرخان باقی
گلم از گل برآمد خارم از پا برنمیآید ۲
به ناکامی نمودم عمر صرف وی ندانستم
که برمیآید از وی کام من یا برنمیآید ۳
مکن چندین تمنای محل وصل او ای دل
که این گوهر ز کان وین در ز دریا برنمیآید ۴
رفیق از جسم برمیآیدم این جان غمپیشه
خلاصم میکند زین غصه اما برنمیآید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - لب تشنه ایم افغان زان نوش لب که دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - گر مصور مه من نقش تو دلخواه کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.